تبليغاتX

email:baboshi_jigol@yahoo.com

JavaScript Codes عشق ایمان وفاداری

عشق ایمان وفاداری

خوش آمديد

 
ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت18:7توسط رحماني | |

 

 

 

بتراش ای سنگ تراش

 

سنگی از معدن غم بحر مزارم بتراش

 

روی سنگ قبر من عکسی از چهره ی زیبای نگارم بتراش

 

بنویس ای سنگ تراش       عاقبت شدم فداش

 

بنویس تا بدونه عمرمو دادم براش 

 

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت14:47توسط رحماني | |

تو را می جستم! همیشه و در همه جا!‌ همیشه در یادم بودی و من بی صبرانه در جستجویت بودم تا شاید بتوانم که اثری از تو بیابم! اما هر وقت که من رسیده بودم تو رفته بودی! تنها خاکستر آتشت به جا مانده بود٬‌ همان که من را در این سالهای بی پایان زندگی گرم نگه داشته است و نگذاشته که از پا بیفتم!! کمی آرام تر٬ خسته ای با پای های آبله زده دنبالت روان است!



من از عطر گلهای شب بو سرشار می شوم!
من از انوار طلایی خورشید لذت می برم.
من از غروب های پاییز دلم می گیرد.
من از بی تابی های بید بی تاب می شوم.
من از ...........
و این ها هیچ ارزشی ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


           

 


باز هم تنها شدم

ابری در آسمان می گذرد!

خورشید می تابد.

و همه چیز  خوب است

و همه شاد هستند

و همه چیز زیباست

و من به این می اندیشم

که شاید این زبیاییی ها

متعلق به من نباشد!


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت18:57توسط رحماني | |